

((((خواهد آمد مرهم زخم علي در كوچه ها)))) |
كه تفسيري جدا هر نقطه دارد
به تعداد بهار عمر زهرا
همين اندازه كوثر نقطه دارد
((سوره كوثر 18 نقطه دارد))
ارسال كننده:كربلايي ياسين ملازاده

سنگ ،
کاری را که با آئینه کرد
میخ در آن کار را با سینه کرد
سینه دفتر شد قلم مسمار در
منتشر شد داستانی معتبر
صد هزار افسوس زهرا خسته بود
دست حیدر را پیمبر بسته
بود
دست خیبر گیر او گر
باز بود
سر ز نامردان یثرب می ربود
گر پیمبر دست او را می گسست
گردن نحس عمر را می
شکست
گريه كرد و با قلم يك چادر خاكي كشيد
گفتمش پس غربت زهرا كجاي نقش بود؟
ناله كرد و زير چادر غنچه اي پرپر كشيد
ارسال كننده:كربلايي ياسين ملازاده
چگونه قتل يك مادر، چهل تن متهم دارد
ارسال كننده:كربلايي ياسين ملازاده
قطره اشكي هم به چشمانم نشست
گر كنم ياد در و مسمار در
مي كند غوغا دلم سوزد جگر
گر كنم ياد سينه تاب نيست
خاك و خاكستر كنم خود تا به سر
مراد ازعشق خود تحصيل کردم
نظر کردم به روز پنجم سال
به سفره اشک خود آجيل کردم
تمام ذوق وشوق سال نو را
به بغضی درگلو تبديل کردم
مبارک باشد اين سالی که آنرا
به ياد فاطمه تحويل کردم..
سال جديد را به تمام ايرانيان تبريك عرض مي نماييم
اولين شعر سال جديد را مي خواهيم در وبلاگ درج كنيم و منتظر نظرات شما هستيم
خواهشا فقط نظر يادتان نرود
***********************************************************
رسيده عيد و دلها شاد و خرم
همه در فكر ديدارند با هم
همه آماده اند سفره بچينند
به فكر سفره هاي هفت سينند
منم در سفره دارم هفت سين را
ولي توام شده با داغ زهرا
بود سين نخستين سيلي كين
به روي مادرم با دست سنگين
ببين بر سفره سين دومم را
كه سويي نيست در چشمان زهرا
بگويم سين سوم تا بسوزي
كه مادر سوخت بين كينه توزي
ازين ماتم دل حيدر غمين است
كه سين چهارمم سقط جنين است
به روي سفره سين پنجم اين است
سر سجاده اش زينب حزين است
شده سفره پر از اشك شبانه
ششم سين مانده سوت و كور،خانه
چه دگويم اي عزيز از سين آخر
بود آن سينه ي مجروح مادر
(التماس دعا:نظر يادتان نرود)
ارسال كننده:كربلايي ياسين ملازاده
ناموس خدا، سر نهان را كشتند
با كشتن محسن مظلوم علي
يك سوم سادات جهان را كشتند
ارسال شده توسط دوست عزيز:مير هادي مرتضوي زاده
اهل مدينه آتش بر درب خانه مي زد
ما بين شعله در، بر مرتضي سپر شد
ثاني چنين گلي را در آشيانه مي زد
تنها نبود ثاني سيصد نفر در آنجا
همسنگر علي را چون وحشيانه مي زد
آخر به عشق حيدرپهلو و دست بشكست
قنفذ به زخم پهلو با تازيانه مي زد
مردي نشد بگويد ديگر مزن به ثاني
بر زلف هاي زينب آن دست شانه مي زد
فاطمه هم فكر و هم سيما و هم خوي من است
ياد از بشكستن پهلوي او چون كرد و گفت:
بضعه من روح ما بين دو پهلوي من است
صحن بقيعت خوشتر از دارالسلام انبياء
تعريف تو ، اوصاف تو ،روح كلام انبياء
نام تو در موج بلا ذكر كلام انبياء
از كوثر احسان تو ، پر گشته جام انبياء
تنها نه من مام احمدي مام تمام انبياء
حبت تمام دين من،مهرت تمام هست من
ايواي اگر از مرحمت فردا نگيري دست من
بي تو كتاب عمرم ضرب المثل ندارد
گفتم كه خير نسوان زهراست يا كه مريم
گفتا كه در دو عالم زهرا بدل ندارد
دست طلب انداز به دامان رقیه
ارسال توسط:ثامن
در حرم آب روان از بهر طفلان می برم
این امانت را کنون با چشم گریان می برم
ارسال توسط:محمدرضا
درراه عشق دل نه فقط،سرسپرده باش
حتی حسین پیش خدا بی سرش خوش است
ارسال شده توسط:ثامن
قبریمده حسینه گره ساخلیام عزا
دوای من وصال تو،وجود من فدای تو
اگر فراق و دوریت، مرا زپا در آورد
چهار دست و پا روم به کوی دلگشای تو
بیا ز هجر و دوریت اسیر و مبتلا شدم
اگر چه شاه عالم است اسیر و مبتلای تو
نگار من بیا بیا قدم به صورتم گذار
خدا کند که بوسه ای زنم به زیر پای تو
گدای درگهت شوم،امیر هر دو عالمم
شهنشه است و مفتخر گدای بی ریای تو
دعا کن ای نگار من بیا به جان زینبت
قبول حی حق شود دعای با صفای تو
لطفي كه كرده اي تو به من مادرم نكرد
اي مهربان تر از پدر و مادرم حسينارسال شده توسط آقاي قرباني
http://rezaghorbani7070.blogfa.com
قهرمان بي بديل عرصه گاه محشرم
آسمان بي ستونه من ستونم لنگرم
مرتضي اوغلي جگرخوار اوغلونا رهبر دئمز
اللري گئتسه بيلكدن ظلمه بيعت ايلمز
گلموشم كرب و بلايه من شهادت عشقينه
جان وئرم درياده لب تشنه ولايت عشقينه
كوفه و شامي گزه قيزلار اسارت عشقينه
چون گرك بو چولده قانيمله آلام من دستماز
سجده گاهيمدن آخا قانيم ائده راز و نياز
ايستسم بير لمحه ده بو دشتي القان ايلرم
بو آخان نهر فراتي قانه الوان ايلرم
كوفه ني تپراقيلن بير آني يكسان ايلرم
چون علينين اوغليام فرمانده لشكر منم
خيبريز اولسا اگر فتاح اول خيبر منم
كيم يزيدي ايليوب دينه،اميرالمؤمنين
كيم اوني حاكم بوله اوندان شرفسيزدور يقين
تا قيامت دينه حيدردي امير المؤمنين
ساتميون سيز درهم و ديناره بيله دينيزي
گلموشم جنگه بليزدن پس چكون شمشيريزي
گفتم اي نا بخردان فتنه جو - من حسينم قهرمان جنگجو
گر كشم شمشير تيزم از ميان - رام گردد رعد و برق آسمان
سوره عشقم شرف را آيه ام-ترس مي لرزد ز ترس سايه ام
من عزيز حضرت پيغمبرم - چشمه ي پاك و زلال كوثرم
گر نمايد تشنگي قلبم كباب - از شما حاشا بگيرم جرعه آب
اين من و آن تيغ هاي تيزتان - اين من و آن خنجر خونريزتان
تا نگردد سر جدا از پيكرم - داغدار زخم فرق اكبرم
قاسم را بي مهابا كشته ايد - مادرم را هم شماها كشته ايد
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|
